تبليغاتX
تجلی فردیت من!؟
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بسیجی مدرن(قسمت سوم)

پست قبل را حتما بخوانید!

همانطور كه مي دانيد در انتخابات اخير دو گفتمان با يكديگر رقابت مي كردند. گفتمان اول متعلق به جبهه اصلاحات به رهبري عده اي مشخص و به نمايندگي ميرحسين موسوي بود و گفتمان دوم متعلق به ...(هر چي دلتون مي خواد جاي اين سه نقطه بذاريد: متحجرين! بنيادگرايان! فاشيست ها! دروغگويان! و يا شايد هم گفتماني نزديك به گفتمان رهبري طبق گفته خود ايشان)

واضح بود كه ميرحسين موسوي چيزي بيشتر از خاتمي براي عرضه كردن نداشت(هر چند بنده معتقدم خيلي هم از ايشان كمتر بود) و اگر ميرحسين موسوي پيروز انتخابات مي شد عملا دوران اصلاحات تكرار مي شد. و از طرفي اگر احمدي نژاد به رياست جمهوري مي رسيد جبهه اصلاحات شكست سختي را متحمل مي شد.

در اين انتخابات دوگانگي بي سابقه اي را ميان مردم شاهد بوديم كه طبيعي هم به نظر مي رسيد. اما نكته جالبي كه اين انتخابات به همراه داشت، دو دسته گي ميان بچه حزب اللهي ها بود كه اين اتفاق به نظرم حداقل دو دليل عمده داشت:

اولين دليل عملكرد نه چندان قابل انتظار و ضعيف آقاي احمدي نژاد بود كه متاسفانه عده زيادي از عناصر متعلق به جبهه اصولگرائي را از خود رانده بود. و نقدهاي فراواني را متوجه خود و اعضاي جنجالي كابينه خود ساخته بود.

دومين دليل نيز شخصيت ميرحسين موسوي بود كه براي عده اي از اصولگراها تداعي كننده دوران جنگ و دوره رهبري امام راحل(ره) بود. و ميرحسين موسوي ناخواسته نخست وزير امام(ره) لقب گرفته بود. اين باعث مي شد كه بچه حزب اللهي ها در پس ذهن خود تصويري نه ايده آل اما بهتر از احمدي نژاد، از ميرحسين درست كنند.

هر چند براي من عجيب بودكه اين بچه حزب اللهي ها كه مي دانستند حاميان اصلي ميرحسين و مشوقان وي عمدتا متعلق به جبهه اصلاحات و عناصر تندرو سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت همچون سعيد حجاريان، مصطفي تاج زاده، محمدرضا خاتمي، بهزاد نبوي، هاشم آغاجري، احسان بيسادي!!! و غيره هستند چطور و با چه تحليلي او را اصولگرا و در خط امام و رهبري تشخيص دادند؟!

اما همه اينها با همان معادله اي كه در ذهنم از بچه حزب اللهي هاي مدرن! داشتم قابل هضم بود زيرا ميرحسين موسوي نه خودش خشونت طلب است و نه اينكه حامياني چون مصباح يزدي دارد!!! حاميان او سيد محمد خاتمي و امثالهم بودند كه حتي حاضرند براي زيبا جلوه دادن اسلام ناب! در ذهن جوانان به دخترك هاي جوان هم يه دست كوچولوئي هم بدهد! اما احمدي نژاد نه تنها اين كار را نمي كند بلكه با كشيدن حائل ميان زن و مرد در خيابان هاي شهر، آبرويي كه هشت سال خاتمي براي اسلام جمع كرده بود را نيز خواهد برد!

انتخابات گذشت و نتايج اعلام شد...

احمدي نژاد 5/24 ميليون و موسوي 13 ميليون راي آوردند...

چه كسي باور مي كرد؟ عمرا!! ميرحسين 13 ميليون؟؟؟ محصولي موج سبز را نديده بود؟ چطور شد احمدي ن‍اد هاله نور را ديده اما راي اين موج عظيم سبز رنگ را نديده؟؟

دروغ بزرگ!! تقلب شده بود! قطعا تقلب شده بود! و لذا where is my vote ...

چند روزي به اعتراض گذشت و من منتظر عكس العمل رفقاي مدرنم بودم! آنها چه مي گويند؟ بعيد نبود كه آنها نيز در سلامت انتخابات ترديد كنند زيرا آنها نيز چشم داشتند و قطعا موج سبزي را كه خود نيز عضوي از آن بودند، لمس كرده بودند.

شبهات پشت سر هم مطرح شد. ديگر همه باورشان شده بود كه تقلب صورت گرفته است. اما چرا در كنار اين همه اعتراضات مردمي، پيگيري هاي قانوني از سوي كانديد معترض مشاهده نشد؟

در مورد روند اعتراضات و به خيابان ريختن ها تا دلتان بخواهد سوال دارم اما مي گذرم و تنها سوال من از دوست عزیزم كه قطعا اين پست را خواهد خواند اين است:

چرا پس از خطبه هاي رهبري و تاكيد ايشان بر سلامت انتخابات، و تقاضاي ايشان مبني بر اتمام اين قائله هاي خياباني، ميرحسين باز هم ساكت نشد و فرداي آن روز بيانيه اي شدیدتر از بيانيه هاي سابق منتشر كرد؟

سوالي هم از آقاي اميد باقرپور:

آقا اميد سلام!

موضع تو در انتخابات براي من عجيب تر و غيرقابل هضم تر از موضع دوست مشتركمان بود.

ممتنع بودن راي يك انسان عاقل و مومن در يك فضاي انتخاباتي كه دو كانديد رياست جمهوري بيشتر ندارد و قطعا يكي از اين دو بر سرنوشت آن انسان حاكم خواهد شد، براي من عجيب به نظر مي رسد. بالاخره شما يك نسبتي با هر دوي اين كانديدا(موسوي و احمدي نژاد) داري و قطعا اين دو براي تو جايگاه مشابه و يكساني ندارند و قطعا هم مي داني كه كانديدائي به جز اين دو در اين انتخابات وجود ندارد. موضع ممتنع شما چه توجيهي دارد؟

دوستتان دارم عزيزان دلم!!!!!!

 

پ.ن: بچه ها مایکل هم رفت!

پ.ن ۲: این بیانیه رو هم بخونید

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 7:36 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar