تبليغاتX
تجلی فردیت من!؟
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بازتاب یک یادداشت
یادداشت معمای زن را یادتان هست؟ سر بزنید!
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 15:33 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
درد تا کی؟

امروز حالم از اون بسیجی نمائی به هم خورد که لابد با وضو و ذکر یا حسین(ع) دست روی زن بی دفاع بلند می کرد و در پاسخ به تذکر یکی از دوستان که گفت: برادر عزیز! این رسم اخلاق دینی نیست که اینطوری دست روی یک زن بلند می کنی جواب داد: خفه شو این حرفها رو برو توی کتابا بنویس الان وقت این حرفا نیست!(علاوه بر این دو سه تا ضربه هم به پا و سینه اش زد.)

ای کاش یکی بود که به این جمعیت سبز بگه که اون کسانی که اونطور وقیحانه اقدام به کتک کاری می کردند هیچ نسبتی با ارزشهای بسیج و انقلاب و امام ندارند.

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 14:51 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چی فکر کردی؟

حتی اگر لوی اشتراوس هم باشی بالاخره یه روز می میری!

درگذشت یکی از بزرگترین انسان شناسان ساخت گرا را به تمامی ساختمندها و ساختمان ها تسلیت عرض می کنم!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 9:1 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اطلاعیه
من نیز ای دی اس ال مند شدم!

 

پ.ن: خانم کوخ نشین محترم! اگر امکان دارد با بنده تماس ایمیلی برقرار کنید کارتان دارم.

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 20:26 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
خدا وکیلی!؟
انصافا!

خدا وکیلی!

وجدانا گذشته!!

تو انتخابات تقلب شده بود؟؟؟؟؟؟؟؟!

 

پ.ن: ها؟!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 21:58 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عصبانی نامه!
چقدر بد است دسترسی به اینترنت نداشتن

و چقدر بدتر است به اینترنت دسترسی نداشتن!!

.

.

.

پ.ن: کی گفته درس خوندن زورکیه؟

پ.ن۲: هر کی گفته برای خودش گفته!

پ.ن۳: بد می گم؟؟؟

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 8:19 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اطلاعیه
از امروز می توانید طنزهای تاپ بچه های طنزپرداز رو درباره اسرائیل در این قسمت مطالعه نمائید
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 17:38 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
جوابیه ای به کامنت یکی از دوستان در پست قبل

در پست قبلی این وبلاگ طنزی ضعیف به لحاظ فنی در مورد صانعی نوشته بودم که یکی از دوستان برایم این کامنت را گذاشته بود:

"ابوالفضل ... خدا شاهده من کم آوردم. می فهمی داری چه کار می کنی؟ این خزعبلات چیه؟ والله تا آخر پستت رو نتونستم بخونم.
بابا ایشون هر چقدر که کافر بدونیش یک مرجع تقلیده، یک روحانیه، یار امام بوده یک زمانی. خجالت آوره! به نام طنز، به نام دفاع از مقدساتت، به نام انقلاب می فهمی داری چه کار می کنی؟"

البته افراد دیگری هم در کامنت هایشان مخالفت های خود را با مطلبم ابراز کرده بودند که به دلیل اهمیت نویسنده این کامنت قصد دارم کامنت او را پاسخ دهم:

سید مرتضی عزیز!

اولا که ممنونم از تذکری که دادی.

ثانیا من که نفهمیدم شما از چه چیزی کم اوردی اما اگر از شدت هتک حرمت! اینجانب به شخصی که تو او را مرجع تقلید و یار امام می دانی کم اوردی باید بگویم که این نظر شماست و دلیلی ندارد که فهم خود را از مرجعیت و گفتمان امام و ... را ملاک داوری قرار داده و اینطور برای من دل بسوزانی! من یار امام بودن را در گذشته ی افراد نمی دانم بلکه یاد گرفته ام هر کسی با هر تاریخ و سابقه ای که داشته باشد را باید در زمان حالش مورد ارزیابی قرار داد. نمی دانم این تاریخ کی قرار است به درد شما بخورد.

دوست من!

امام و انقلاب و اسلام فقط آن چیزی نیست که تو آن را می فهمی و آن را در قاموس امثال موسوی و صانعی می بینی و ضمنا فهم و شعور هم تنها و تنها در کتاب های دورکیم و وبر و نصر و زیباکلام(!) نیست. انقدر از بالا به دیگران نگاه نکن شاید بعضی مواقع کسی بدش بیاید یا در دوردست کفتری می خورد آب!!

دوست جامعه شناس و ترادیشنالیست من!

خجالت را باید کسانی بکشند که در لباس پیامبر و با نام ساختگی مرجعیت هر غلطی که می خواهند می کنند و هر حرفی را که دوست دارند بر دهان می رانند و بدتر از آن سینه چاکانی هستند که چشم و گوش بسته به دفاع از این افراد می پردازند.

با تشکر و سپاس

دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 13:0 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تصمیم کبری!؟
بر سر آنم که گر زدست برآید    دست به کاری زنم که غصه سرآید

.

.

.

پ.ن: به نظرتون می تونم؟

پ.ن۲: نظر شما محترم اما من می تونم!

پ.ن۳: دکتر دوستت داریم...

پ.ن۴: لطفا از این به بعد پس از خواندن هر مطلب روی ستاره بالا سری مطلب کلیک کنید.

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 13:10 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پایان حسرت؟
چه حالی خواهید داشت وقتی دیگر حسرت چیزی را که می خواستید نخواهید کشید؟

.

پ.ن: خانم ۱ لطفا خودتان را معرفی کنید وگرنه من کماکان به حسن نیت شما در ان کامنت تردید خواهم داشت حتی اگر خطبه های رهبری را صدبار دیگر هم گوش دهم!

پ.ن۲: از دوستان عزیز درخواست می کنم کامنت خانم ۱ را در پست قبلی بخوانند و نظرشان را در مورد برداشت من مبنی بر تحقیرآمیز بودن آن کامنت بدهند تا من متوجه بشوم برداشتم مطابق با واقع بوده یا من دچار سوء تفاهم و سوء تغذیه شده ام؟!

پ.ن۳: خانم ۱ نیاز نیست شما خودتان را معرفی کنید شما می توانید با یک آدرس ایمیل مجازی با بنده تماس برقرار کنید تا در این باره مفاهمه کنیم. در ضمن جوابیه خودم را به کامنت شما امحا کردم!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 15:8 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سوالی از موسوی
جناب آقای میرحسین موسوی!

وصیت های امام در مورد زنده نگه داشتن روز قدس و آرمان فلسطین را که قطعا به یاد می آورید؟ تا انجائیکه من نیز به یاد دارم شما همواره دم از امام و آرمانهای امام می زدید و حتی در این انتخابات هم با نزدیک کردن و چسباندن خود به امام و آرمانهای انقلاب و دم زدن از اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی توانستید عده زیادی از اصولگرایان بی بصیرت و ظاهربین را در سطوح مختلف اعم از نمایندگان مجلس و کارگزاران نظام تا دانشجویان و مردم به سمت خود بکشانید.

جمعه روز قدس بود و عده ای از مردم به خواست شما در راهپیمائی این روز شرکت کردن که تعدادشان هم کم نبود. شما هم در میان این جمعیت حاضر شده بودید. قطعا شعارهای حامیان خود را در این روز می شنیدید که می گفتند:

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

و حتما هم میدانید که این شعار را شب قبل دوستان و همکاران عزیزتان در آن سوی مرزها یعنی نوری زاد و سازگارا سر داده بودند و روی ان تاکید کرده بودند؟

حال سوال من از شما و حامیان اصولگرا و حزب اللهی البته بی بصیرت شما این است که آیا اگر امام این رفتار شما را میدید آن را تائید می کرد؟ آیا در مقابل هم قرار دادن مساله ایران و فلسطین و تاکید بر یکی و کنار گذاشتن دیگری جزء آرمانهای امام است؟ اگر هست به ما بگوئید این امامی که از آن دم می زنید در چه سالی و در کجا می زیسته است؟!

پ.ن: با اینکه از احمد توکلی خوشم نمیاد اما آفرین بهش با این نامه ای که به موسوی و خاتمی نوشت

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 18:28 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چه می شود گفت؟

به متن زیر که مکالمه ای است میان من و یکی از دوستان حزب اللهیه معترض به وقایع اخیر توجه بفرمائید:

.

.

.

من: راستی تو از کی تقلید می کنی؟

اون: قبلا از آقای خامنه ای اما الان دیگه از هیچکس!

من: چرا؟!

اون: چون به نظرم عدالت نداره!

من: عدالت؟ مگه ازش چی دیدی؟

اون: دیگه چی باید می دیدیم؟ قتل و تجاوز و دروغ و... بس نیست؟

من: تو همه اینها رو از ایشون دیدی؟

اون: نه اینکه خودش این کارها رو کرده باشه. اما از این رفتارها حمایت کرده!

من: کجا حمایت کرده؟ مگه خود ایشون دستور رسیدگی به پرونده کهریزک رو صادر نکرده؟ این حمایته؟

اون: اینا همش رد گم کنیه! تو چقدر ساده ای!

من: خب تو به من ثابت کن که این کارها کار خودش بوده و اون دستور هم رد گم کنی بوده.

اون: چطوری ثابت کنم؟ اگه چشماتو باز کنی خودت می بینی! تو خودتو زدی به خواب تقصیر من نیست!

من: چشم قول میدم حتما این کار رو بکنم!

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 8:53 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
التماس دعا
یه کسی که حالش خیلی گرفته ست باید توی وبلاگش چی بنویسه؟!

.

.

.

.

.

 

پ.ن: در ضمن وام هم تقاضامندیم!

پ.ن۲: راستی میگن دیشب کروبی خدا رو به این اسم صدا میزده: یا سند من لا سند له

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 13:40 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
در رثای امیر شیعه
چقدر لذت بخشه وقتی که ولی زمان ت روضه جدش رو می خونه و تو اشک می ریزی...

صلی الله علیک یا امیرالمومنین

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 15:28 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
درخواست کمک

بدینوسیله از دانشجویان عزیز(به خصوص خوابگاهی های محترم)درخواست می شود هر تعداد مصادیق اخلاق دانشجوئی را که به ذهن شان می رسد برای بنده کامنت و یا ایمیل کنند تا مرا در نوشتن یک مطلبی دراین باره یاری نمایند.

قبلا از همکاری شما کمال تشکر را از خداوند منان تسلیت می گویم!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 14:21 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اطلاعیه!

 

بدینوسیله به اطلاع کلیه علاقمندان و دوستداران ترقی اینجانب می رسانم که بنده در رشته جامعه شناسی انقلاب اسلامی قبول شده و بی صبرانه منتظر پیام تبریک تان هستم!

العبد

ابوالفضل اقبالی

پ.ن: اگر تبریک نگوئید آی پی تان را از وبگذر در آورده و روزگارتان را سیاه خواهم کرد! با سپاس!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 14:8 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اطلاعیه!
توجه                                                        توجه

بدینوسیله به استحضار خوانندگان وزین وبلاگم می رسانم که:

چرا معطلید؟

ها؟

مگر خبر ندارید که وبلاگ نویس بزرگ و کار کشته ای چون رضا محبی نوری دوباره آغاز به وبلاگ نویسی کرده است؟

چرا سر نمی زنید پس؟

آدرس می خواید؟

ایناهاش!

اینم لوگوشه!

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 11:48 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تا حالا این عکس رو ندیده بودم!
سبز هم بازیچه شد...

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 8:41 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تلافی!
بچه تر که بودم یادم میاد یکی از دوستام با بزرگتر از خودش دعوا کرده بود و چون زورش بهش نمی رسید به ازای هر مشت یا لگدی که می خورد به اون فحش میداد!

پ.ن: وقتی فحش دادن های صانعی به احمدی نژاد رو دیدم یاد این خاطره افتادم!

پ.ن۲: اینجا میتونید فیلم توهین صانعی به احمدی نژاد رو دانلود کنید.

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 11:54 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مشورت!
سلام خوانندگان وزین و حجیم وبلاگم!

اگر شما هم یک وبلاگ داشتید و وبلاگتون بیش از ۷۰ بازدید کننده در روز نداشت اما یک روزه بازدیدش به هشتصدتا می رسید چیکار می کردید؟!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 23:22 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar