تبليغاتX
تجلی فردیت من!؟
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مراحل قانوني پيگيري تخلفات انتخاباتي

1- براي اين منظور ابتدا بايد تخلفي صورت بگيرد تا بتوان آن را پيگيري كرد و اگر اساسا تقلبي صورت نگيرد چگونه مي توان پيگيري كرد؟ لذا به منظور زمين نماندن امر پيگيري مي بايست تصور تخلف صورت بگيرد و بقيه كار با ما...

2- براي صورت گفتن تصور تخلف مي بايست نتايج انتخابات را قبل از برگزاري آن به مردم اعلام كرد البته نه به روش علمي بلكه به روش عشقي!

3- حالا اگر اين نتايج حاصل شد كه شد اگر نشد قطعا تخلف صورت گرفته است و از اينجا مراحل قانوني پيگيري شروع مي شود

4- در اين مرحله با از كار انداختن كنتور شروع به صدور بيانيه مي كنيم و مردم را آماده پذيرش بروز تخلف كرده و به آنها مي گويم: راي شما كو؟؟!

5- در مرحله بعد از آنها درخواست مي كنيم تا به خيابان ها آمده و با بستن دهان هاي خود به وسيله برچسب هائي كه روي آن نوشته شده است "where is my vote" اعتراض خود را به رسانه هاي خارج از كشور! نشان دهند

6- بعد از اين مرحله يك نامه كتبي و به شدت مستند از تخلفات انتخاباتي هم براي خالي نماندن عريضه به شوراي نگهبان ارسال مي كنيم و در آن آسمان و زمين را به يكديگر مي بافيم تا دور هم باشيم!

7- در اين مرحله احتمالا شوراي نگهبان و ستاد انتخابات كشور اعلام مي كند كه حاضر است با حضور نمايندگان كانديداها آراي ماخوذه را بازشماري كند كه در اينجا براي سه نشدن اين خواسته را مطرح مي كنيم كه ما خواستار برگزاري مجدد انتخابات هستيم!

8- حال باز يك سوال پيش مي آيد كه بر فرض برگزاري مجدد انتخابات چه تضميني وجود دارد كه نتايج حاصله مورد اعتراض قرار نگيرد كه اين را هم اينگونه پاسخ مي دهيم كه اصلا انتخابات بي انتخابات! ما بايد رئيس جمهور شويم!! مي خواي بخواه نمي خواي هم بخواه!

 

در ضمن آقا سینا جواب کامنت پست قبلی رو برات نوشتم

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:20 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دانلود کنید
امروز تجمع خس و خاشاک ! در میدان هفت تیر بودم. یه نوشته ای رو دست یکی از خاشاک دیدم:

"برگزاری انتخابات مجدد با نظارت بین المللی"

واقعا راهکار پیشنهادی موسوی هم همینه؟؟؟

یعنی شلوار...

دارم از عصبانیت می ترکم

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 22:28 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
جامعه شناسی زمینی
بچه بسیجی که تحلیل نداشته باشه به نظر شما به درد کجا می خوره؟

.

.

.

.

دختر و پسر. اغتشاش. قالب وبلاگ. فیلتر شکن. دکتر صدیق سروستانی. تاریخ صفویه

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 8:55 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پیام تبریک مهندس میرحسین موسوی به احمدی نژاد

بسم الله العالم القاضی

مطلع شدیم که جنابعالی با کمک دوستان و باجناق هایتان! و بوسیله استفاده از سهم امام موفق شدید گوی سبقت را از من پیرمرد سال قورت داده بربائید و چهار سال دیگر از قانون بگریزید و به مردم دروغ بگوید.

آقای محمود احمدی نژاد!

در جامعه ای که مردم لیاقت یک یار مهربان را با وجود اینکه بویش در همه جا پیچیده است ندارند واضح است که دیکتاتور و دروغگوئی چون شما به منصب ریاست جمهوری دست پیدا خواهد کرد. از قدیم الایام گفته اند که "خلایق هر چه لایق" و من امروز اعلام می کنم که دیگر برای این مردم از حق بی خبر حتی تره هم خرد نخواهم کرد!

آقا محمود!!

لطفا نخند! اعصاب ما به اندازه کافی داغان می باشد. بدان که من و هم پیمانانم در این چهار سال آینده ساکت نخواهیم نشست و روزگار را بر این مردم بی لیاقت فریب خورده تلخ خواهیم کرد.

هوی جوان تازه از تخم در آمده!

ما می خواستیم دولت امید را در این مملکت حاکم کنیم اما تو و باجناق هایت جلوی ایم موج سبز عظیم را گرفتید و من هم در روز قیامت و در پل صراط جلوی تو و باجناق هایت را خواهم گرفت.

به امید نابودی تمام دروغگوها و بر هر چه مردم آزار است لعنت!

با تشکر و سپاس

میرحسین موسوی

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 8:54 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تبریک

پیروزی قدرتمندانه و شکوهمندانه دکتر محمود احمدی نژاد را به همه دوستداران برپایی عدالت و قائلین به آرمانهای انقلاب تبریک عرض می کنم...

این پست دقیقا در روز جمعه ساعت ۱۶ نوشته شده است!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 16:9 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کلام خودم 2
حیف که وقتش رو ندارم که یه پست مفصل بذارم و دلیلم رو کامل توضیح بدم

 

اما من برای رای دادن به احمدی نژاد یک دلیل عقلانی دارم و به هیمن دلیل هم به ایشون رای میدم اون

هم فقط        دفع بدتر به بد (و نه دفع افسد به فاسد!) می باشد...

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 16:34 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نظر خودم!

سلام به خیلی عظیم خوانندگان وبلاگم!!!

من مدافع بی چشم و رو... نه ببخشید چشم و گوش بسته ی احمدی نژاد نیستم و اصلا هم کورکورانه از ایشون دفاع نمی کنم و خیلی هم به ایشون نقد دارم. اما الان تمام تلاشم رو می کنم که ایشون رای بیاره چون به چند دلیل نمی خوام قشون اصلاحات رای بیاورد.

۱- اسلام اصلاحات اسلام مدرن است و هیچ نسبتی با آرمانهای امام و انقلاب ندارد و در گفتمان فکری آنها این مدرنیته است که اصالت دارد و امام و رهبری و اسلام و این جور حرفها اگر تامین کننده شرایط تحقق مدرنیته در کشور باشند خواستنی هستند و اگر نباشند باید دور ریخته شوند...

برای اثبات این حرف لطفا ادامه مطلب را بخوانید.

دلایل دیگر را در پست های بعدی خواهم نوشت.

.

.

.

سید حسین نصر. شهید آوینی. سازمان مجاهدین انقلاب. تورم. جبهه. رضازاده. گوشی نوکیا


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 12:52 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کلام بزرگان 3

جناب حجت الاسلام و المسلمین پناهیان:

اگر دکتر احمدی نژاد در زمان امام خمینی(ره) بود نمی گذاشت جام زهر را به امام بنوشانند...

ایشان خطاب به مهندس موسوی: شما در زمانی که دشمن در خاک ایران بود احساس خطر نکردید و با استعفایتان امام را تنها گذاشتید. حالا احساس خطر می کنید؟!

دانلود سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در اینجا

خواهش می کنم حتما گوش بدهید.

.

.

.

دوبوار. داوری اردکانی. فلسطین. هوگو چاوز. مناظره انتخاباتی. رمان عاشقانه. دکتر فیاض

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 7:12 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کلام بزرگان2
حضرت آیت الله خوشوقت فرموده اند:

امروز رای ندادن به احمدی نژاد به مثابه هدر دادن خون سیدالشهدا(ع) است...

بخونن اونهائی که خودشون رو اهل تفکر و تحلیل می دونن و دم از اسلام ناب هم می زنن!!

.

.

.

ناصر فکوهی. حسین کچوئیان . اوباما. فرهاد جعفری. داریوش مهرجوئی. اخراجی های 2

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 8:6 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کلام بزرگان

استاد بزرگ اخلاق حضرت ایت الله صدیقی فرموده اند:

امروز همه ایمان در برابر همه کفر ایستاده است و بر هر دانشجو و طلبه مسلمان واجب است که از احمدی نژاد حمایت کند...

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 13:42 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مناظره ميان جناب دكتر مهندس و جناب دكتر دكتر!

 

مجري: سلام بفرمائيد!!

دكتر دكتر: با عرض سلام خدمت جناب آقاي مهندس دوست عزيز و گرامي بنده در دوران جنگ تحميلي كه با رشادت هاي خود پدر دشمن را درآورد. من همانطور كه مي دانيد با آقاي مهندس بحثي ندارم و فقط مجبورم از زمانم استفاده كنم و كمي صحبت كنم. ببينيد بنده قصد دارم يك انقلاب اقتصادي را در كشورمان پايه گذاري بكنم و از آقاي مهندس هم اين سوال را دارم كه آيا شما در مورد اصل 44 قانون اساسي كه دولت فعلي در مورد آن گند زده است نظري داريد؟

دكتر مهندس: بنده هم "چيز" دارم خدمت آقاي دكتر كه ايشان هم "چيز" بنده در زمان نخست وزيري بودند و من خاطرات زيادي را از آن دوران به ياد دارم. بنده ابتدا قصد دارم "چيزي" را در مورد "چيز" ديشب براي مردم عزيز "چيز" كنم تا حداقل دلم كمي خنك شود.

"چيز" مرد به ادب اوست نه دولت او!

مردم عزيز ايران من به خاطر قدرت وارد اين انتخابات نشدم و مثل يك عده اي بي شعور نيستم كه بخواهم اسامي افراد را "چيز" كنم و آبروي آنها را "چيزتر" كنم...

خب در مورد "چيز" 44 قانون اساسي بنده هم معتقدم كه اين دولت "چيز" كرده به كشور و بايد به اين اصل پايبند بود اما نهادسازي را بايد "چيز" كنيم تا بتوانيم اين اصل را "چيز" كنيم.

دكتر دكتر: خب آقاي مهندس درست است كه ما با هم هماهنگ هستيم اما نه اينكه هيچ حرفي نزنيم چون مردم شك خواهند كرد. شما لطفا در مورد كابينه خود هم يك توضيحي بدهيد و دوباره جواب اين سوال من رو واضحتر و روانتر بدهيد كه آيا موافق اصل 44 قانون اساسي كه دولت فعلي در مورد آن گند زده است مي باشيد يا نه؟

دكتر مهندس: من دقيقا نمي دانم كه "چيز" آقاي دكتر دقيقا به كجاي "چيز" 44 قانون اساسي مربوط مي شود اما "چيزي" كه واضح است اين است كه دولت فعلي در اين مورد گند زده است و ما بايد در اين زمينه "چيز" كنيم تا بشود اين "چيز" را عملي كرد

يك ساعت بعد

دكتر دكتر: خب نظر شما چيست؟

دكتر مهندس: "چيز" من "چيز" است كه اين "چيزها" را دولت فعلي گند زده است و "چيزي" كه مهم است اين "چيز" نيست كه "چيزي" را در "چيزي" ديگر "چيز" كنيم و اصلا "چيز" "چيز" "چيز" "چيز" "چيز" "چيز"!!! حالا راحت شدي؟

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 10:47 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پیام تسلیت

پیام تسلیت دفتر جناب آقای هاشمی رفسنجانی به مناسبت شهادت ناخواسته دکتر محمود احمدی نژاد

بسم الله القاسم الجبارین!

با نهایت تاسف و تاثر و عصبانیت مطلع شدیم که روح نه چندان ملکوتی یک جوان تازه از تخم درآمده که برای ما دمتگزاران این نظام شاخ شده است به ملکوت اعلی پیوست. بدینوسیله به استحضار می رسانیم که ای مردم عزیز و شریف "انظرو کیف کان عاقبه المعترضین" که این نتیجه دراز کردن بیش از اندازه پا از گلیم خود می باشد.

احمدی نژاد فردی شجاع،سمج،آگاه به مسائل سیاسی و اقتصادی و در نتیجه لایق شهادت بود!

اگر قرار باشد هر جوجه ای که از راه می رسد برای ما و خانواده محترم ما شاخو شانه بکشد و فضولی در کارهای قانونی ما بکند که سنگ روی سنگ بند نخواهد شد! احمدی نژاد کشته شد تا سایرین بدانند که این مملکت صاحب دارد!! احمدی نژاد را کشتیم... ببخشید کشته شد تا مردم بدانند حرف حساب بعضی مواقع می تواند جوابی اینچنین هم داشته باشد!

همه می دانند که من برای این مملکت زحمات شایانی کشیده ام. آن موقع که احمدی نژادها در لایه های برگ پیاز بودند بنده در حال مبارزه با مفاسد اقتصادی بودم. حالا یک جقله بچه آمده است و خانواده مرا مفسد اقتصادی معرفی می کند؟ اصلا مگر ما ح نداریم بعد از این همه مبارزه با مفاسد اقتصادی تجربه ای هم از فساد اقتصادی بکنیم تا حداقل متوجه شویم که با چه چیزی مبارزه می کردیم؟؟؟

اصلا چه معنائی دارد که یک پدر سوخته ی فقیر که یک دست کت و شلوار هم ندارد بپوشد بیاید برایبنده شاخ و شانه بکشد؟ درست است که امام گفته است این انقلاب برای پا برهنه هاست اما نه دیگر تا این حد!!!

و لعنه الله علی المعترضین و الصادقین فی جمیع الاحوال!

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 1:24 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نیازمندی ها

 

آگهی استخدام

به تعدادی بولدوزر جهت استخدام در کابینه نیازمندیم.

تغییر برای همه

 

 

فوری                                                                فوری

برنامه اقتصادی مشخص و تدوین شده خریداریم

تعدادی از حامیان!

 

 

توجه                                              توجه

خدمت سربازی با حقوق مکفی، بیمه تامین اجتماعی و آبروی لازم!

یک مقام قبلا مسئول

 

مژده                                                                  مژده

دیگر نگران وضعیت اقتصادی خود نباشید

تنها با نوشتن دو کلمه در برگه رای، در نجات اقتصاد ایران و جهان شریک شوید.

سرمربی یک تیم قوی

 

 

بیا تا گل برافشانیم!

پرتقال، کیوی، لوبیا سبز و سایر میوه و سبزیجات باد کرده برای مناظره نیازمندیم!

با تقبل هزینه پیک بادپا

 

قابل توجه حقیران و خاله سوسکه های عزیز!

نگران چه هستید؟ مگر من مرده ام؟ ها؟

رای تو! عزت تو! عشق و حال من!

 

چند می گیری گریه کنی؟

به تعدادی مدیر ماهر و کارکشته در امور اشک و آه در فیلم های تبلیغاتی نیازمندیم!

 

اگر اینترنت پر سرعت می خواهید!

اگر مخالف فیلترینگ هستید!

به ما رای بدهید!

مشاور اسبق و آتی روسای جمهور در امور اینترنت!

 

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 9:34 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دعای مردم!
خدایا تو را به جد میرحسین

به قداست لباس کروبی

به دلاوریهای رضائی در هشت سال دفاع مقدس

احمدی نژاد را در انتخابات پیروز کن!

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 8:33 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چرا احمدی نژاد فاشیست خطاب می شود.

به یاد دارم جمله ای را از بزرگان دین که می گفتند وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور می کند و اداره جامعه مسلمین را به عهده می گیرند مردم به دلیل دور شدن از اسلام واقعی، وقتی با احکام حقیقی اسلام که توسط امام معصوم در جامعه جاری و ساری می گردد، مواجهه می شوند لب به اعتراض گشوده و امام معصوم را به بدعت گذاری در دین خدا محکوم می کنند!

قصد مقایسه ندارم زیرا امام معصوم کجا و عملکرد یک انسان عادی در مقام اداره یک جامعه اسلامی کجا.

اما دوست دارم مروری علت فاشیست خطاب شدن آقای احمدی نژاد و یار مهربان خطاب شدن آقای خاتمی و موسوی داشته باشم.

بعد از آنکه امام خمینی(ره) با صلابت تمام انقلاب اسلامی را بنیانگذاری کرده و احکام خداوند را بدون هیچ تساهل و تسامحی در جامعه پیاده کردند تصویری درست و حقیقی از اسلام ناب و تفاوت آن با اسلام آمریکائی در ذهن مردم جامعه ما شکل گرفت. اما خمینی(ره) همواره به این نکته اشاره می کرد که اساس دین و از جمله اسلام، مقابله با ظلم و استکبار است و مسلمانی که در برابر ظلم و ستم فریاد برنیاورد در اسلام خود می بایست شک کند.

سالها گذشت و امام خمینی(ره) دار فانی را وداع گفت...

16 سال بعد از امام افرادی بر سر کار آمده بودند که امام را قابل تفسیر می دانستند و معتقد بودند که جملات و رهنمودهای امام قابل تفسیر و انعطاف پذیر هستند و میتوان شرایطی را نیز تصور کرد که رهنمودهای امام در اداره مملکت چندان کارائی نداشته باشد!

دولت سازندگی اسلام پابرهنگان را در عمل تحقیر می کرد و دولت اصلاحات اسلام سیاسی را بر نمی تابید.

دولت سازندگی مفهوم عدالت را مبهم و قابل تفسیر شدن می دانست و دولت اصلاحات سازگاری با قدرتمندان و زورگویان را راه نجات می دانست.

کم کم کار به جائی رسید که اسلام امام خمینی(ره) می بایست خود را با شرایط زمانه و ارزشهای جامعه مدرن وفق می داد و گرنه حضورش در جامعه مورد تردید قرار می گرفت. توسعه، آزادی های اجتماعی، عرفی شدن جامعه، تغییر رفتار با بازیگران قدرتمند در نظام جهانی و... ارزشهائی تلقی شدند که می بایست دین آنها را به رسمیت بشناسد وگرنه دایره نفوذ خود را محدودتر کند.

این دوران نیز تمام شد و مردم علی الخصوص نسل سومی که امام را ندیده بودند باورشان شده بود که اسلام واقعی همان است که در این 16 سال به آنها گفته شده است. مردم به این اعتقاد رسیده بودند که اسلام با مدرنیته، با سرمایه داری، با رعایت مناسبات قدرت(شما بخوانید ظلم پذیری) با آزادی های غربی، با تضاد طبقاتی با... هیچ تضادی ندارد بلکه حتی اسلام واقعی مروج اینها نیز می باشد!

دوره ای فرا رسید که مردی با آرمانها و تفکرات و نظرات کاملا متفاوتی پا به عرصه گذاشت و معتقد بود که می بایست به آرمانهای امام(ره) بازگشت کرد. او هیچ نسبت و تعلق خاطری به ارزشهای کنونی جامعه که توسط دولتهای قبل بر مردم دیکته شده بود نداشت و تلاش می کرد نظرات امام خمینی(ره) را در اداره جامعه پیاده کند. او با روحیه سرمایه داری در اقتصاد مبارزه کرد. او با قدرتمندان زورگو به مقابله ایستاد، او کاخ نشینی را در بدنه حاکمیت تکفیر کرد. او ولنگاری و بی بندوباری را در جامعه به اسم آزادی اجتماعی نفی کرد. او در ارزشهای دینی و شناساندن اسلام واقعی به مردم تساهلی به خرج نداد. او حاضر نبود برای زیبا و جذاب معرفی کردن دین به جوانان با دختران جوان دست بدهد و پیشانی آنها را ببوسد. او حاضر نبود به قیمت حق السکوت آمریکا و اسرائیل و انگلیس، از منافع ملی کشور عقب نشینی کند. او حاضر نبود...

اینگونه است که چنین مردی برچسب فاشیست بودن و متحجر بودن را می خورد و متهم به نفی ارزشهای انسانی و آزادی افراد می گردد.

از امروز هر روز یک پست انتخاباتی در این وبلاگ خواهید خواند

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 12:14 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تجربه زیسته: «پیر زنده دل»

معمولا روزهای شنبه كه همه صبح زود عازم محل كار هستند اتوبان كرج به سمت تهران به قدری شلوغ میشود كه مادر بگرید! هفته گذشته كه عازم محل كار بودم اتوبان از بخت بلند من خلوت تر از معمول به نظر می رسید. منتظر سواری های گذری ایستادم تا به سمت انقلاب حركت كنم. چند نفر دیگر هم كنار من ایستاده بودند. یك پراید سفید داشت نزدیك می شد. پیرمردی فسیل كه به نظر می رسید شناسنامه‌ی المثنی و المثلث او نیز تا الان باطل شده باشد با یك عینك ته استكانی و یا حتی ته پارچی! جلوی پای مسافرین ایستاد. مسافرین بالاتفاق زیر لب خندیدند و لابد با خود می گفتند: «همه رو برق میگیره ما رو مادرزن ادیسون!» من كه خیلی عجله نداشتم تصمیم گرفتم سوار ماشین این پیرمرد خسته جان شوم. قطعا همان احساسی را كه من نسبت به وی داشتم باعث شده بود كه سایر مسافرین از سوار شدن در ماشین این پیرمرد سال قورت داده! امتناع كنند. احساس من این بود كه او در بهترین حالت ممكن از شصت تا سرعت بیشتر نخواهد رفت و تا رسیدن به مقصد مرا دق مرگ خواهد نمود. اما با همه این تفاسیر سوار شدم.  

امیدوارم چشم تان روز بد نبیند اگر بیند در این دنیا نباشد(اشاره به دعای معروفی كه در حق یتیمان می كنند) باورش برایتان بسی دشوار است كه به شما بگویم این پیرمرد خدا بیامرز چنان رانندگی می كرد كه من در بین راه چندین بار با افتخار تمام به شوماخر كافر ناسزای خانوادگی می گفتم و به داشتن چنین رانندگانی در میهن عزیزمان می بالیدم. این پیرمرد فرتوت در حالی كه به همه مسافرینی كه سوار ماشینش نمی شدند زیرلب دشنام های فك و فامیلی می داد، از میان ماشینها لائی می كشید و هیچ اعتنائی به كپ كردنهای احتمالی اینجانب نمی كرد. ماكسیما و زانتیا و پیكان 57 برایش فرقی نمی كرد همگی را با حركات تحقیر آمیزی همچون فحش دادن، نمایاندن یكی از انگشتان معروف به رانندگان، اشارات معنی دار با قسمتی از دست راست و چشمان، و حركات زننده دیگر پشت سر می گذاشت.

با خود گفتم بهتر است برای پیاده كردن این پیر سفر كرده از خر شیطان با او به گفتگو بپردازم تا شاید سرعتش را كمتر كند. خدا را خوش نمی آمد در یك اتوبان با ترافیك و شلوغ آن هم با 183سال سن و دو چشم كم سو و یا حتی بی سو! 120 تا سرعت داشت. به او گفتم حاج آقا چرا به مسافرین فحش می دهید؟ شاید مقصدشان انقلاب نیست كه سوار نمی شوند. گفت نه خیر آقا مردم پول ندارند سواری سوار بشوند. مردم بدبختند! بلا نسبت شما این مملكت...(به علت استهجان(بر وزن استفعال از ریشه مستهجن) بیش از حد سانسور شد) دیدم برخلاف سن و سال بیش از حد و جسمی تركیده! دلی جوان و اهل حال دارد! مطمئن بودم اگر حرفش را قطع كنم و یا بحث را عوض كنم بی گمان مرا نیز به فیض اكمل خواهد رساند لذا تصمیم گرفتم با حضور قلب به سخنان نغز او گوش جان بسپارم. 

از زمین و زمان برای من گفت و گفت و گفت تا رسیدیم به پل آزادی. بلافاصله در حالتی كه گویا برای تمام صحبتهایش دلیل و مدرك پیدا كرده است به من گفت: بیا مثلا همین پل. این همه فضای باز بدون استفاده مانده است چرا كسی به فكر تعریض این پل نیست؟ خب معلوم است وقتی در این مملكت... (با غروری سرشار از احساسات ناسیونالیستی سخنان بی پرده این پیرمرد پوسیده را سانسور كردیم!) سخنرانی ایشان تمام شد و تا نیمه‌ی راه رسیدیم. رادیو را روشن كرد. شبكه جوان بود گویا. موسیقی مجازی در حال پخش بود كه به نظرم یكی از همین اخشابی مخشابی ها بود! پیرمرد بی جان بلافاصله رادیو را قطع كرده و با یك زمزمه زیر لبی ضبط را روشن كرد. جای شما خالی اولین باری بود كه آواز گلپا را با تفسیر و اشارات می شنیدم. گلپا می خواند و پیرمرد خسته جان تفسیر می كرد. از میدان توحید تا انقلاب را در یك فضای عارفانه سپری كردیم. نزدیكی مقصد كه رسیدیم با خودم گفتم اگر آن مسافران از همه جا بی خبر می دانستند كه همراهی با این پیرمرد جوان اینقدر جذابیت دارد حتما برای سوار شدن دست و پا می شكستند.

از این تجربه نتیجه می گیریم كه نباید با پیش فرض به افراد نگاه كرد و شاید آن چیزی را كه ما مسلم فرض می كنیم همیشه اتفاق نیافتد و كلی عشق و حال و صفا و حال را از دست بدهیم و از همه اینها مهمتر یك حق التحریر هم از كف مان برود!

 لینک این مطلب در سایت لوح

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 8:41 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ده دليل براي اينكه به ميرحسين موسوي راي بدهيم.

1- ميرحسين موسوي مي‌خواهد گشت‌هاي ارشاد را جمع‌ كند.
2- او نامزد انتخاباتي‌اي است كه وعده‌ي جمع كردن گشت‌هاي ارشاد را داده است.
3- يكي از شعارهاي انتخاباتي ميرحسن موسوي مقابله با طرح امنيتي اجتماعي و پيرو آن جمع آوري گشت‌هاي ارشاد است.
4- ميرحسين خواستار بازنگري در اجراي طرح امنيت اجتماعي و گشت‌هاي ارشاد است.
5- ميرحسين موسوي ون‌هاي سبز رنگ گشت ارشاد را از گوشه و كنار خيابان‌ها جمع‌آوري مي‌كند.
6- ون‌هاي سبز رنگ گشت ارشاد توسط رئيس جمهور آينده، ميرحسين موسوي از گوشه و كنار خيابان‌ها جمع خواهد شد.
7- اگر ميرحسين رئيس جمهور شود، گشت‌هاي ارشاد در خيابان‌ها حضور نخواهند داشت.
8- گشت‌هاي ارشاد بعد از آمدن ميرحسين، خواهند رفت.
9- ميرحسين فكر مي‌كند كه گشت‌هاي ارشاد به نفع و مصلحت نظام نيست.
10- ميرحسين موسوي ون‌هاي سبز رنگ گشت‌ ارشاد را به پاركينگ كلانتري‌ها انتقال خواهد داد.

لینک این مطلب

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 10:33 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تبریک نامه

بدینوسیله کسب رتبه ۵۴ رشته مطالعات زنان در آزمون کارشناسی ارشد را به شما تیریک عرض نموده و بقای عمر با برکت برای بازماندگان آن مرحوم مسئلت می نماییم

جمعی کثیری از خوانندگان وزین این وبلاگ

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 9:29 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دردهای من

دفاع از زندانیان سیاسی                

                                                  یا

                                                                       آنجا که شریک دزد رفیق قافله می شود!

دوشنبه گذشته در جلسه ای که نماینده دکتر احمدی نژاد برای پاسخ به سوالات و ابهامات موجود در رابطه با عملکرد دولت نهم به دانشکده علوم اجتماعی آمده بود تنها سوالی که گویا خیلی برای دانشجویان اهمیت داشت و هر کسی با هر زبانی که توانست این مساله را مطرح کرد، مساله دانشجویان دربند و زندانیان سیاسی بود که به قول خودشان تنها جرمشان دفاع از حقوق زنان و دفاع از آزادی بوده است! و با هر جمله ای که سائلین مطرح می کردند کف و سوتی بود که نثارشان می شد. و جالبتر اینجا بود که نماینده دکتر احمدی نژاد هم با هر کف و سوت یک قدم به عقب رفته و در موضع انفعال قرار می گرفت. آن روز یکی از دانشجویان که گویا تازه از بنده رها شده بود پشت تریبون قرار گرفت و با نهایت احساسات به جریحه دار کردن عواطف دانشجویان پرداخت و نماینده دکتر احمدی نژاد نیز انگار قصد همدلی با این خانم قهرمان مظلوم! داشت اما شرایط اجازه نمی داد!!

آن روز کسی به این خانم قهرمان مظلوم جوابی نداد و کسی به او نگفت که دلیل زندانی شدنش چه بوده است و اگر حرفهای خودت را اینگونه حماسی و غیورانه فریاد می زنی حداقل اشاره ای هم به رفتاری که کرده ای و منجر به زندانی شدنت گشته است، بکن!

کسی به او نگفت که خانم قهرمان! هر نظام و جامعه ای خط قرمزهائی دارد و انتظار اینکه آن خط قرمزها را نادیده بگیرد دور از منطق و عقل است. شما اگر فراموش کرده اید که در یک نظام اسلامی زندگی می کنید و این نظام با نظام حاکم بر جوامع غربی تفاوت دارد، مشکل از خودتان است نه از محدود کنندگان آزادی!

کسی به او نگفت که در جامعه اسلامی صحبت و اظهارنظر در رابطه به قانون اساسی و حقوق بشر از جمله حقوق زنان، آدابی دارد. حقوق و قوانین در جامعه ارتباط مستقیمی با مصالح افراد آن جامعه دارد و درک و تشخیص این مصالح فردی و اجتماعی انسان ها، آن هم در یک نظام اسلامی از عهده هر کسی بر نمی آید.

کسی به این قهرمان مظلوم واقع شده این نکته را یادآور نشد که اگر زنان جامعه ما نخواهند کسانی چون "شیرین عبادی"، "پروین اردلان"، "نسرین ستوده"، "شهلا اعزازی"، "جلوه جواهری"، "کاوه مظفری" و ... که هیچ درکی از مسائل زنان در چارچوب هویت تاریخی و فرهنگی آنان ندارند، از حقوق آنان دفاع کنند باید چه کسی را ببینند؟!!

کسی به ایشان گوشزد نکرد که خانم قهرمان! مگر بحث از حقوق زنان که تنها در یک درک کلی از نظام حقوقی جامعه اسلامی مورد فهم می باشد، بازی یه قل دو قل است که شما راه بیافتید در پارک ها و کافی شاپ ها از پیرمردها و پیرزن ها و عوام الناس برای تغییر آنها امضا جمع کنید؟ حقوق و قوانین یک مقوله تخصصی است که قرار نیست هر کس که از والده محترمش قهر کرد بتواند در آن اظهارنظر کند!

خانم قهرمان محترم! شما که ادعا می کنید در این جامعه آزادی بیان و آزادی اندیشه نیست جواب بدهید که چطور وقتی اندیشمندانی همچون "سروش" و "شبستری" و سایر روشنفکران در مقام اظهار نظر مطالبی را مغایر با اعتقادات نظام مطرح می کنند به زندان افکنده نمی شوند؟ چطور وقتی خانم "مهرانگیز کار" در مقام اظهار نظر درباره مسائل حقوقی، نظام حقوقی اسلام را زیر سوال می برد نیروی انتظامی او را دستگیر نمی کند؟ اما وقتی شما در خیابان راه می افتید و با افراد بی اطلاع گفت و گو می کنید و اطلاعات غلط و نادرست خود را از وضعیت موجود به آنان منتقل می کنید شما را دستگیر می کنند؟ آیا این بدان معنی نیست که در این مملکت آزادی بیان به این معنی است که فقط به نظرات مخالف احترام گذاشته می شود و نه به هوچی گری های مخالف؟!

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 11:55 | 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
متن كامل سخنراني جناب دكتر مهندس از شبكه اول سيما

بسم الله الرحمن الرحيم. سلام عرض مي كنم خدمت همه بينندگان عزيز و هم ميهنان مظلوم و ستمديده كشور پهناورمان ايران!

بنده امشب قصد دارم به تشريح مفصل برنامه هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي، تاريخي و غيره خود بپردازم.

همانطور كه مي دانيد يكي از مهمترين مسائلي كه جهان امروز و علي الخصوص كشور ما با آن روبه رو است مساله سيب زميني مي باشد. سيب زميني به ما هو سيب زميني يك مقوله اي است كه ارتباط مستقيمي با ساختارهاي اقتصادي جوامع مدرن دارد. به عبارت ديگر سيب زميني بنيان مدرنيته مي باشد.

به همين ترتيب مساله پرتقال نيز قابل بحث است. اساسا پرتقال تمامي معادلات فرهنگي و سياسي كشور ما را در منطقه و جهان رقم مي زند. بديهي است اگر ما پرتقال توليدي كشورمان را حرام كرده و پرتقال وارداتي به خورد مردم بدهيم فرهنگ و سياست نيز در اين كشور رشد نخواهند كرد.

بنده لازم مي دانم اشاره اي هم به كيوي داشته باشم! كيوي در شكل گيري فرهنگ عامه پسند نقش بسزائي دارد. جوانان كشور ما به دليل محبتي و عشقي كه نسبت به اين ميوه دارند حاضرند براي به دست آوردن آن دست به توليد فرهنگ زده و غناي فرهنگي كشور ما را افزايش دهند.

بنده در سفرهائي كه داشتم متوجه شدم علاوه بر اين مقولات مهم مساله لوبيا سبز و صنعت فولاد ارتباط تنگاتنگي با يكديگر دارند. اين ارتباط به قدري پيچيده و مشكوك مي باشد كه همين الان كه بنده دارم با شما گفتگو مي كنم كارشناسان اقتصادي، فرهنگي، كشاورزي و صنعتي بنده مشغول يافتن اين ارتباط مي باشند. البته آنها قبل از اين نمي پذيرفتند كه اين ارتباط پيچيده وجود دارد اما با اصرارهائي كه بنده به آنان كردم پذيرفتند و اكنون يك هفته است كه به طور تمام وقت مشغول يافتن اين ارتباط مي باشند.

متاسفانه چهار سالي مي باشد كه دولت به اين مقولات مهم بي اعتنائي كرده و خود را مشغول مسائل كم اهميت كرده است. اين دولت به قدري از اوضاع كشور بي خبر است كه نمي داند ارتقاء سطح فرهنگ و انجام فعاليتهاي فرهنگي بدون توجه به سيب زميني و پرتقال امكانپذير نيست. من از شما مردم سوال مي پرسم: آيا شما به عنوان يك شهروند پرتقال و سيب زميني را بيشتر دوست داريد يا فرهنگ را؟!!

به هر حال بنده حرفهايم را با شما مردم عزيز مطرح كردم و در اين مدت هم به دلايل نامعلومي امكان حضور در صحنه را نداشتم اما اينبار ديگر نتوانستم ساكت بنشينم و احساس وظيفه كردم تا با آمدن به صحنه مساله سيب زميني و پرتقال را حل كنم تا اسلام حقيقي را به جوانان از اين طريق بشناسانم.

اميدوارم از بيانات من استفاده كرده باشيد.

والسلام علي من اتبعني و انتخبني في الانتحابات

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل اقبالی در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 20:22 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar